عطا ملك جوينى
323
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
مىشمرند « 1 » ولى ايشان چنان كه جوينى در اينجا و رشيد الدّين در جامع التّواريخ از كتب خود آنها نقل نمودهاند او را از اركان مذهب خود و از دعاة بزرگ طريقهء اسماعيليّه مىپندارند « 1 » ، و چون در فصل سابق بدلايل قطعى كه شك و ترديد را در آن راه نيست اثبات نموديم كه عبد اللّه بن ميمون قدّاح از خلّص شيعهء اماميّه بوده و بهيچوجه من الوجوه ربطى و انتسابى با طايفهء اسماعيليّه نداشته پس اين دعوى اسمعيليان را يعنى اينكه ايشان عبد اللّه بن ميمون قدّاح را از منتسبان كيش خود و از مؤسّسين اوليّهء آن طريقه مىشمرند لابد حمل بر اين بايد نمود كه اين فقره ( مانند بسيارى ديگر از مرويّات و منقولات آن طايفه ) بكلّى افسانه است و مدرك تاريخى ندارد و غرض از وضع اين افسانه لابد اين بوده كه خواستهاند اساس مذهب خود را براى مزيد آبرو و اعتبار بيكى از معاريف اصحاب امام جعفر صادق يعنى امامى كه در فضل و شرف متّفق عليه عامّه و خاصّه و علاوه بر آن ابو الأئمّهء خود آن طايفه است استناد و اتّكاء داده باشند تقريبا نظير بابيّه در عصر حاضر ما كه غالب مشاهير رجال عالم را گويند كه « از ماست » ،
--> ( 1 ) دستور المنجّمين كه از كتب مهمّهء اسماعيليّهء نزاريّه است در ترجمهء احوال امام محمّد باقر عليه السّلام از جمله مشاهير اصحاب آنحضرت يكى « ميمون القدّاح » را شمرده و سپس بلافاصله در فصل بعد در شرح احوال امام جعفر صادق عليه السّلام از جمله مشاهير رجال او عبد اللّه بن ميمون [ قدّاح ] را نام برده است و هذا نصّه فى هذا الموضع الأخير : « من مشاهير رجاله [ اى رجال جعفر الصّادق ] سوى ابى الخطّاب المفضّل ابن عمر و جابر بن حيّان الصّوفى صاحب التّصانيف و عبد اللّه بن ميمون الّذى سلم ( ) منه السّابع من اولا ( - من الأئمّة ) الّذى كان يسمّى القائم اعنى محمّد بن اسمعيل رضى اللّه عنهما الخ » ( دستور المنجّمين نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس Arabe 5968 ورق b 333 ) ، و اگرچه كلمهء القدّاح را بر اسم عبد اللّه بن ميمون نيفزوده ولى چون بر اسم پدرش ميمون در فصل سابق افزوده و چون احدى ديگر از اصحاب امام جعفر صادق موسوم بعبد اللّه بن ميمون نبوده اصلا و ابدا جاى شك نيست كه مراد همان عبد اللّه بن ميمون قدّاح است بدون شبهه و ترديدى ،